اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
221
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب هيجدهم در اوجاع مفاصل و نقرس و دوالي و داء الفيل اوجاع مفاصل و نقرس گرم سبب اين علت ، ضعيفي عضو دردمند باشد و بسيارى ماده و فراخى منفدها و رگها . علامت آن اگر ماده گرم باشد ، آن عضو سرخ بود و گرم . علاج آن اگر ماده خوني باشد ، نخست رگ زنند ، لكن اندر " اوجاع مفاصل " ، رگ اكحل زنند از هر دو دست ، و اندر " نقرس " و درد اندامها فروسوتر رگ باسليق زنند ، از آن جانب كه درد باشد ، و شربتهاى خنك دهند ، پس داروئي مسهل دهند ، و اگر به مسهل ، دفع توان كرد و اندر قاروره نضج پديد آيد ، دفع كنند و موضع دردمند را اندر آب گرم يا فاتر يا سرد نهند ، تا درد مىآرامد . و داروي مسهل يا سورنجان و سنامكي 1 و قتطوريون دهند هر سه ، يا آنچه مشاهدت واجب كند . ( 1 / 254 ) اما خاصيت سورنجان آنست كه خلط سرد را ب " / اسهال " از مفاصل دفع كند و منفذها و رگها را قوت دهد ، تا خلطي ديگر اندر منفذها گذر نتواند كرد و به مفاصل باز نتواند ريخت . و بيشتري داروها اگرچه خلط را دفع كنند ، منفذها را گشاده بگذارند ، و اخلاط ديگر هم در آن منفذها بجاى باز شود . لكن سورنجان با آن خاصيت ، معده را زيان دارد ، آن را با داروها كه معده را قوت دهد ، به كار بايد داشتن ، چون زيره و زنجبيل و صبر و بلبل و با سقمونيا بايد داد ، تا " اسهال " به قوت باشد . و بسيار خوردن سورنجان ، عضلهها 2 را سخت كند . بدين سبب ، هرگاه كه بسيار خورده شود ، مفاصل را نرم بايد داشت به موم روغن و پيه بط 3 و مانند آن . و از پس داروي مسهل